آقا و خانم! به بچه فرصت اظهار نظر بدهید. بگذارید یک حرف پرت بزند. بگذارید یک استدلال غلط بکند. یک نتیجه غلط هم بگیرد. و حتی تا آنجا که خسارت شکننده ندارد، دنبال این نتیجه غلط برود و خودش یک تجربه به دست بیاورد. تجربه‌های تلخی که این بچه‌ها خودشان با اعمال حق اختیار به دست می‌آورند، از یک کتاب نصیحت سعدی و فردوسی و لقمان بالاتر است.

خود قرآن می‌گوید: من کتاب نصحیت و هدایت هستم؛ اما برای چه کسانی؟ برای انسان انتخاب‌گر. تو با این کار، زمینه‌ی نقش قرآن را از بین می‌بری. زمینه‌ی نقش حدیث را از بین می‌بری. بگذاریم بچه‌ها تجربه تلخ داشته باشند. در مدرسه هم همین‌طور.

بچه‌های قالبی پژمرده‌ی در خود فرورفته‌ی فاقد قدرت انتخاب آزاد برای آینده نسازیم؛ که این هم خیانت به حال است و هم خیانت به آینده و هم به جای ایفای مسئولیت، فرار از مسئولیت است.

(نقش آزادی در تربیت کودکان، شهید آیت الله دکتر محمد حسینی بهشتی)

کوشش اسلام این است که انسان آزاد تربیت کند. آزاد از همه چیز، آزاد از بند هوا و هوس، آزاد از تسلط خشم، آزاد از گرایش به جاه‌طلبی و قدرت و ثروت، آزاد از تسلط دیگران، آزاد آزاد، تا راه خویشتن را همواره آزادانه انتخاب کند. شما هرچه حد و تعزیر و تمرین و تربیت در روایات و احکام اسلامی می‌یابید، همه در این جهت است؛ کمکی است به تقویت آزادی و قدرت انتخاب در درون و در برون؛ رهیدن هرچه بیشتر از سلطه‌ی ضد اختیار و آزادی در درون و در برون.

حالا اگر پدری دلسوز و مادری دلسوز بدون توجه به این نکته، بچه را در خانه؛ معلم و مربی دلسوز، در مدرسه؛ یا با تبانی پدر و مادر و معلم، در هر دو محیط، با هم همکاری و تعاون کنند، البته نه بر برّ و تقوا، بلکه بر اثم و عدوان، و نگذارند در بچه قدرت آزاد زیستن رشد کند… اگر به بچه‌ غذا ندهید ستمی به او رفته، اما نه ستمی بزرگ. اما اگر فضای آزاد زیستن را از او گرفتید، بزرگترین ستم را به او کرده‌اید؛ چرا که انسانیت او را در معرض خطر قرار داده‌اید.

(نقش آزادی در تربیت کودکان، شهید آیت الله دکتر محمد حسینی بهشتی)