سکوت زبان مخصوص به خودش را دارد. مکث کوتاه قبل از بیان مطلبی مهم روش مؤثری برای جلب توجه دیگران است. مکث ناگهانی در وسط جمله توجه را جلب می‌کند. مکث سه‌ثانیه‌ای جلب توجه می‌کند. مکث ۲۰ثانیه‌ای می‌تواند برای مخاطبین شما زجرآور باشد. سعی کنید این پاراگراف را با صدای بلند بخوانید. هر دفعه که به کلمه «مکث» می‌رسید، مکث کنید.

معلمان مبتدی از مکث‌ها و سکوت‌ها می‌ترسند و تلاش می‌کنند زمان را با پرسش‌های اضافی یا اظهارات بیشتر پر کنند. معلم باتجربه همیشه پس از آنکه سؤالی را می‌پرسد مکث می‌کند، و اگر فکر کند که دانش‌آموز می‌تواند پاسخش را توسعه بدهد، پس از تمام شدن صحبت او باز هم مکث می‌کند. معمولاً این مکث دانش‌آموز را تشویق می‌کند تا بیشتر بگوید. همین تدبیر به وسیله مصاحبه‌گران رادیو و تلویزیون نیز به کار گرفته می‌شود.

(برگرفته از کتاب «تدریس خرد»، نوشته جورج براون، ترجمه دکتر علی رؤوف)

ایجاد تغییرات در محرک‌ها می‌تواند از تن صدای ملایم به لحن تند و خشن باشد، مثل وقتی که معلم ناگهان فریاد می‌کشد، یا از تن صدای بلند به لحن ملایم و آهسته، مثل وقتی که معلم ناگهان صحبتش را قطع می‌کند. اگر این اتفاق در وسط ادای جمله بیفتد توجه کامل مخاطب را به خود جلب خواهد کرد. اگر باور ندارید می‌توانید وقتی با یکی از دوستان‌تان مشغول صحبت کردن هستید، خودتان این مورد را تجربه کنید. جمله‌ای را به طور طبیعی آغاز کنید و ناگهان متوقف شوید. مطمئناً دوست شما واکنش نشان خواهد داد «چی شد؟».

ایجاد تغییر در محرک‌ها موجب جلب توجه دیگران می‌شود و در همین زمان است که می‌توان توجه یادگیرنده را به آنچه به احتمال قوی باید از شما یاد بگیرد جلب کرد. معلمِ مهارت‌یافته و کارآمد روشن‌بینانه از چنین ابزاری استفاده می‌کند. چه بسا داستان بامزه‌ای تعریف کند که موجب خنده و سروصدای بچه‌ها بشود؛ و به محض این که هیاهو می‌خواهد فروکش کند مطلبی جدی با لحنی آرام بگوید و مخاطبینش به دقت گوش فرا خواهند داد. معلمِ ناآزموده و مهارت‌نایافته غالباً از چنین اصلی اطلاع ندارد، یا از آن غفلت می‌ورزد. چه بسا به جای این که تغییر محسوسی در انگیزه به وجود آورد عامل تشدید وضع موجود گردد و آن را تداوم بخشد. به طور مثال، وقتی کلاس خیلی پر سروصداست، معلم بی‌تجربه احتمالاً با صدای بلند مدام فریاد می‌زند: «حرف نزنید» یا «دهانتان را ببندید».

(برگرفته از کتاب «تدریس خرد »، نوشته جورج براون، ترجمه دکتر علی رؤوف)

مهارت‌های عرضه کردن درس هسته‌ی تمامی مهارت‌های ارتباطی است که در تدریس به کارگرفته می‌شود. مهارت‌های ارتباطی می‌توانند توجه دانش‌آموزان را جلب کنند و آن را پایدار نگاه دارند. برای این که معلم به چنین مهارت‌هایی دست یابد ناگزیر است هنگام تدریس تغییراتی در یکنواختی‌های انگیزش از قبیل: دست آزیدن به فعالیت‌های مختلف، فراهم آوردن محرکات بدیع و تازه، ایجاد دگرگونی در شیوه تدریس، تنوع دادن به آهنگ صدا، به کاربردن وسیع علایم غیرکلامی مانند حرکات بیانگر حالات چهره و حرکات بدن، و همچنین استفاده از اسلحه توانمند سکوت به وجود آورد؛ حتی یک فضای خالی در سطر چاپی می‌تواند محرکی باشد برای ایجاد تغییر و خواننده را تا آنجا دچار سردرگمی بکند که دیگر نتواند تند بخواند.

(برگرفته از کتاب «تدریس خرد »، نوشته جورج براون، ترجمه دکتر علی رؤوف)

دانش آموزان را چگونه تشویق کنیم؟ به آن ها چه پاداشی دهیم؟ آیا در مقابل پاداش، شرطی نمی شوند؟ بهترین روش کلامی برای تحسین چیست؟

متن زیر از کتاب «تدریس خرد» نوشته جورج براون برگرفته شده است:

«تحسین، دانش آموزان را وادار می کند تا در بحث و گفت و گو شرکت کنند و همچنین ترغیبشان می کند تا برای رسیدن به مقصود نهایت تلاش را به عمل آورند.

✔️ تحسین ممکن است کلامی باشد. مانند«عالی است!»، «خیلی خوب است!»، «بی نظیر است!»

✔️ ممکن است غیرکلامی باشد، مانند: لبخند، سرجنباندن و یا تماس چشمی صمیمانه

✔️ ممکن است فراکلامی باشد، مانند:«هوووم» یا «آآآها!».

معمولا تحسین خوب مخلوطی از این سه نوع است. تکرار بیش از حد تحسین های کلامی خاصیت پاداش دهی خود را از دست می دهند. دانش آموزان را به این فکر می اندازد که شما با تحسین کردن هرچیز و همه چیز هیچ امتیازی برای آن ها قایل نمی شوید. تحسین های غیرکلامی طریقه پاداش دادن محتاطانه به آدم های خجول است که از تحسین شدن در جمع دچار آشفتگی می شوند. تحسین های فراکلامی تقریبا همیشه، و همراه با انواع تحسین های کلامی و غیرکلامی، مورد استفاده قرار می گیرند.»

(برگرفته از کتاب «تدریس خرد »، نوشته جورج براون، ترجمه دکتر علی رؤوف)

«آراستگی‌های ظاهری انسان و نحوه پوشش او زمینه و عامل مهمی در جلب توجه افراد به شمار می‌آید. در بسیاری ا ز محیط‌ها و خصوصا در محیط‌های آموزشی و مدارس، توجه به آراستگی‌های ظاهری از عوامل مهم در نشاط آفرینی است . در این میان، توجه به وضعیت ظاهری معلمان و عوامل اجرایی مدرسه از نظر روان‌شناسان اجتماعی عامل مهمی در کارایی
پیام‌دهی در محیط‌های آموزشی است. با توجه به نگرش نظام‌وار به کلاس درس، بدین معنا که تمام اجزای نظام با هم در ارتباط‌اند و تأثیر متقابل دارند؛ قطعا رنگها هم در ساختار مدرسه، جایگاه خاص خود را دارند که از جمله باید به رنگ پوشش معلم توجه کرد. در تمام مدتی که معلم در مدرسه یا کلاس حضور دارد، لباسش نوازشگر چشمان دانش‌آموزان است و به گونه‌ای غیرمستقیم، وی با انتخاب پوشش خود از حیث نوع و رنگ، بر آنان تأثیر می‌گذارد.»

ادامه مقاله ساکار شیرزاد در فایل زیر:

پوشش معلمان و زمینه‌های روانشناختی آن

«صالح نسبت به دفعات قبلی سطح نمره كمی گرفت و در درس جغرافيا هم همچنين؛ اگرچه قول داد جبران كند ولی در پنج فصل دوم نيز نتوانست نمره خوبی بگيرد. نمرات ساير دروس او را هم بررسی كردم متأسفانه روند نزولی داشت…»
سلام
فایل زیر مربوط به خاطره جناب آقای پرویز باغبانی دبیر علوم اجتماعی می‌باشد که در سال ۶۹ و در مدرسه راهنمایی هجرت در روستای خضرلو اتفاق افتاده است.

خواندن این خاطره خالی از لطف نیست.

خشت‌زنی شبانه

«حتما به این موضوع پی برده‌اید که نوجوانان اغلب -به جز با دوستان خاص خود- ارتباط برقرارکنندگان خوبی نیستند. در این مطلب قصد داریم عواملی را که بازدارنده برقراری ارتباط مؤثر با نوجوانان هستند بررسی کنیم و پیشنهادهایی نیز برای ساختن یک ارتباط باز و مفید به شما بدهیم.»

سلام
تمام کسانی که در کسوت معلمی هستند، تجربه این را داشته‌اند که با دانش‌آموزی نتوانسته‌اند ارتباط برقرار کنند. در مقاله زیر با نام «دوگوش و یک دهان!» و با موضوع «با ناتوانی نوجوانان در برقراری ارتباط با مربیان مدرسه و اولیا چگونه برخورد کنیم؟» به این موضوع و راهکارهای برطرف کردن این مشکل پرداخته شده است.
این مقاله توسط سرکار خانم ریحانه ایزدی نگاشته شده است.

دوگوش و یک دهان

«رایانه ابزار است و براساس خدماتی که ارائه میدهد باید تعریف شود. اهداف تعلیم وتربیت باید این خدمات را روشن کند. محور تعلیم وتربیت دانش آموز است. اگر گمان کنیم که با گذاشتن رایانه در مقابل دانش آموز، او وارد دنیای جدیدی می شود و به این ترتیب اهداف تعلیم وتربیت تحقق می یابد، این گونه نیست.»

سلام
مصاحبه زیر مربوط به نقش رایانه در تعلیم و تربیت و به ویژه تاثیر آن بر دانش آموزان است.
این مصاحبه با جناب آقای دکتر خسرو باقری انجام شده است.
حتما مطالعه بفرمایید.

مصاحبه با آقای دکتر خسرو باقری

جلسه‌ی برنامه‌ریزی و مشورت بود و چند نفر از معلمین گروه علوم اجتماعی دور هم در حال گپ زدن درباره‌ی روند آموزشی کلاس‌ها و البته مشورت برای آنچه در ادامه باید اتفاق بیفتد بودیم که یکی از مشاورین پایه‌ی هفتم به جمع‌مان اضافه شدند و توضیحاتی درباره‌ی زمان و جزئیات برنامه‌ریزی اردوی یزدی که قرار بود حدودا دو ماه بعد به وقوع بپیوندد، ارائه کردند.
حین توضیحات، وقتی به بخش کویرنوردی و داستان قنات‌های یزد و معماری خانه‌های قدیمی و نسبت آن با هنجارهای اجتماعی رسیدیم، احساس کردیم چقدر این اردو با سرفصل‌های درسی گروه، هماهنگی دارد و چقدر می‌تواند به کاوش مفاهیم و کاربست آن‌ها برای دانش‌آموزان کمک کند، ولی همچنان به اصل مطالب نرسیده بودیم! چرا؟ چون در نهایت همچنان به نظرمان می‌رسید که با گفتن “این کویری که می‌بینید، همانی است که عکسش را قبلا دیده بودید!” و “خب! بیایید برایتان از ابتناء ارزشی در معماری این خانه‌ی قدیمی بگویم!”، چندان قرار نیست که دانش‌آموزان در فرایند یادگیری دخالت کنند و می‌شود همان آش و کاسه‌ای که از آن بیزاریم. پس چه کنیم؟ این مشارکت و به کاربردن آموخته‌ها را چگونه با اردوی یزد پیوند بزنیم؟
در حال بیخیال شدن کل ماجرا و اکتفاء کردن به توضیحات عصا قورت داده درباره‌ی بناهای تاریخی و همه‌ی آنچه خودتان بهتر می‌دانید بودیم که به ناگاه، جرقه‌ای، آتش اردو-آزمون را بر جان ما و بچه‌ها و مشاورین و مدرسه و والدین انداخت! چی؟ اردوآزمون؟!

ناله و فغان‌ها بود که بلند می‌شد! آقا….. اردو را چه به آزمون؟ یزد را چه به آزمون ترم اول درس‌های گروه؟ آقا…. درست است که گفتیم چندان دل خوشی از بخوان و حفظ کن‌های درس‌های گروه نداریم و نخواسته‌ایم هیچ وقت به آن وضعیت دچار شویم، ولی نه اینکه …

القصه که بالاخره با فصل الخطاب مشاور با عبارات “اتفاقا ایده‌ی خوبی به نظر می‌رسه، برنامه‌ی بازدیدها و روزهای اردو، کاملا در اختیار شما تا هر طور که بیشتر با اهدافتان مطابقت پیدا می‌کند، آن را تغییر دهید، بدون محدودیتی در بازدید از هر شهری که در اطراف هست و به نظرتان باید در آن بخشی از آزمون را برگزار کنید.” همه‌مان، به ناگاه خودمان را وسط آزمون ترم نخست درس‌های گروه خصوصا درس جغرافیا، در طول چهار روز، و صدها کیلومتر دورتر از جایی که بچه‌ها به امتحان دادن در آن عادت دارند، دیدیم.
و از همان موقع، بخشی از تمرکزمان را گذاشتیم روی زیر و رو کردن تمام مکان‌هایی که می‌شود در آن بخشی از آزمون را برنامه‌ریزی کرد. رفتیم سراغ خانه‌های قدیمی، معماری ساختمان‌ها، پیدا کردن بادگیر و برنامه‌ریزی کویر و خلاصه همه‌ی آنچه لازم بود برای یک اردو-آزمون فراهم شود…. شاید بعدا از آنچه در یزد اجرا کردیم هم برایتان گفتیم….

(ارسال شده توسط آقای محمد میرسعیدی برای کانال قاف)

اغلب معلمان از ارزشیابی برداشتی محدود به انواع آزمون‌های کتبی و سوالات امتحانی دارند در صورتی که بسیاری از ارزشگذاری‌های معلمان بر اساس مشاهده فعالیت‌هایی است که شاگردان در درون مدرسه انجام می‌دهند مثل وقت‌شناسی، انجام دادن مطلوب فعالیت‌های آموزشی یا احساس عدم امنیت، شاگردی را با شاگردان دیگر مقایسه کردن یا وقتی درباره حس همکاری آنان در فعالیت‌های آموزشی قضاوت می‌کنیم و … همه ارزشیابی‌هایی هستند که بر مشاهدات رفتار شاگردان در درون مدرسه و موقعیت‌های آموزشی استوار هستند.
پس اگر معلم خود را از قید ارزشیابی‌های کتبی و شفاهی معمول برهاند و روش‌های ارزشیابی را با روش‌های مختلف ،عمق و محتوا ببخشد بیشتر می تواند به اعتبار روش ارزشیابی خود متکی باشد و به آن اطمینان کند.
اگرچه روش مشاهده نیز معایب و محدودیت‌هایی همچون موقعیت‌های خاص هر شاگرد و تفاوت میزان‌ها و مقیاس‌های مشاهده‌کنندگان مختلف دارد؛ باید توجه کرد که ارزشیابی شاگردان در موقعیتی واقعی و با توجه به ویژگی‌های خاص خود صورت گیرد و باید به کلیه روش‌هایی که به نحوی ضریب اعتماد نتایج ارزشیابی را بالا می‌برد توجه کافی مبذول داشت.
پس در مواردی که تهیه آزمون‌های مناسب میسر باشد به کارگیری روش‌های آزمون بهتر است، ولی نباید فراموش کرد که بسیاری از جنبه‌های مختلف رفتار شاگردان را نمی‌توان به مرحله آزمون‌های ساده تنزیل داد و باید آنها را در موقعیت واقعی سنجید.

(بر گرفته کتاب روش‌ها و فنون تدریس، نوشته آقای دکتر حسن شعبانی)

شما می‌توانید برای مشاهده نحوه برگزاری یک آزمون در موقعیت واقعی (کارآزمون علوم انسانی با حضور گروه پویش) به لینک زیر مراجعه نمایید:
http://www.aparat.com/v/jW1E4